-
عنوان: ...| سجاد ملکشاهی
یکشنبه 30 دی 1403 23:22
عنوان: دیدن از چشم چندم شخص وقتی نوشتن از میان گسستن چند شبح گونههایی ناهمسان از تصویر را چون بریدگیهای روز از بدنی روی صفحه مینشاند تا خون شبیه لحظهای از مرگ چون نقطهای آشکار از خطی به خط بعد در پی تنیدن گوشتی تازه برای میل باشد تا نفس چون چرخی ناهمگون تازه شود... شبیه خونی که در پستانهاش چرخ میخورد چیزی در...
-
variation|سجاد ملکشاهی
یکشنبه 30 دی 1403 22:55
مرحلهی برجستهی زندگی، پستانهای آن زن است که روش تازهای در بیان خود دارد. برجسته و آشکار است که زندگی پستانهای درشتی دارد برای بیان خویش. روش بیان یک مرحلهی برجسته پستانهای زنی ست که تازگی زندگی ست. آشکارگی زندگی پستانهای زنی ست که روش تازهای در بیان است. آن زن، پستانهای برجستهی یک زندگی ست که خود را در روش...
-
وقتی میل به ارگاسم نزدیک میشود|سجاد ملکشاهی
شنبه 29 دی 1403 18:32
بیایید با یکدیگر رک و روشن باشیم شبیه شبی که دستها به لختی منتهی میشود مانند همان خیابان که در پایان به یک اتاق رسید با چیزهایی ناآشکار که در خیال هر کسی پدیدار نمیشود مگر اینکه چنان به عمق بزند که چیزهایی را تکهتکه کند قلعههایی را ویران سازد و هیچ علاقهای به تعلق نداشته باشد مگر اینکه بداند به ویرانی میل...
-
Writing|Charles Bukowski
پنجشنبه 13 دی 1403 19:40
often it is the only thing between you and impossibility. no drink, no woman’s love, no wealth can match it. nothing can save you except writing. it keeps the walls from failing. the hordes from closing in. it blasts the darkness. writing is the ultimate psychiatrist, the kindliest god of all the gods. writing stalks...
-
ویرانی|شارل بودلر
دوشنبه 30 مهر 1403 11:32
در کنارم شیطان برای همیشه به خود میپیچد مثل هوای نامحسوس دور-و-برم شنا میکند همینطور که نفس میکشم، ریههایم را مثل تَب میسوزاند و مرا سراسر از میل گناه ابدی میکند با دانستن عشق من به هنر، حواس مرا به دام میاندازد، پدیدارشدن در اغواکنندهترین شکلهای زن، و، تحت ظاهرسازیهای منطقی پنهانی، لبها به فریبندگیهای...
-
1403-07-21|سجاد ملکشاهی
پنجشنبه 26 مهر 1403 22:26
سر بریدهاش را روی تیزیهای نصبشده روی دیوار گذاشتهم. یکسر شبیه سری از میان همین دوره. بیشترین قسمت مصرفکننده اما دهان بود. وضعیتی آشفته، تکهتکه و پرتشده به لحظه از پس انباشت. البته ترجیح میدهم این گوشت و استخوان را در یک دره بغلتانم، در خطوطی اریب با شیبهای وحشی. وقتی کسی خود را تبدیل به وسیله میکند، آنچه از...