CONSEXT

کلمات

CONSEXT

کلمات

تکانه‌هایی نابهنگام|سجاد ملکشاهی

                       برای عارفه سیاقی


صورتم را بر آسمان چرخاندم

صفحه‌ای مشتق از حیات-نیستی‌ست یا شکلی زیست‌شناختی که از مرگ فاصله می‌گیرد؟

و در نهان، حرکت آرام مرگ است که تکانه‌هایی نابهنگام می‌سازد؟

دو حفره، دهانم را به چه شکلی تبدیل خواهد کرد، آنچه از سیلان چیزهای نام‌گذاری‌شده بر خیالم می‌گذرد؟

سعی در ایجاد معنا، ویرانه‌های مغز را به نیروی گریز بدل خواهد کرد؟ شتابی عتیق، جنونی از عبور خواهد بود؟


بر صورت، سطحی از آسمان را خیال می‌کنم

خشونتی میان‌ستاره‌ای چیزی را محو خواهد کرد.

حرکت شبیه سبک‌شدن تن از تن است

وقتی خیال به مغز مخابره می‌شود

و تنی می‌سازد از تبدیل، اتمیک:

لب‌های تو خیال را به جنگلی بنفش خواهد برد

در یک اتاق احاطه‌شده با امواج الکترومغناطیس

با حروفی معلق، چون ستون‌های بابِل،

دست‌هایی که تقطیع را با کلمات تازه ادامه خواهد داد

لابیرنتی از لغزیدن بر اندام‌های مشدد بر سوائق

دمی برای صورت‌نهادن بر صورتت

وقوعی که فراموشی لغت را به تصاویر گریزان از تفسیر بدل خواهد کرد.

من نمی‌توانم کسی که هستی را دوست داشته باشم|پاتریتزیا کاوالی


نه، من نمی‌توانم کسی که هستی را دوست داشته باشم،

آنچه هستی حقیقتا یک اشتباه است

با این حال، ملاحتی در تو وجود دارد که پیشی می‌گیرد

از آنچه سرسختانه هستی.

چیزی برای توست اما متعلق به تو نیست،

که از آغاز در تو هست اما از تو جدا شده است

که با احتیاط، به تو نزدیک می‌شود

ترسان از مهابت وهیبت مهارنشدنی‌ خودش.