CONSEXT

کلمات

CONSEXT

کلمات

نظرات دربارۀ آخرین کتاب شعرم|چارلز بوکوفسکی

بهتر از همیشه‌ای.

خوب قاپ زدی.

ریدی.

مادرم ازت متنفره.

مایه‌دار.

بهترین نویسندۀ انگلیسی‌زبان خودتی.

میشه بیام ببینمت؟

مثله خودت می‌نویسم، اما بهتر.

چرا بِ‌اِم‌وِ می‌رونی؟

چرا شعرخونی‌های بیشتری اجرا نمی‌کنی؟

هنوز می‌تونی شق کنی؟

آلن گینزبرگ رو می‌شناسی؟

نظرت دربارۀ هنری میلر چیه؟

میشه یه مقدمه برای کتاب بعدیم بنویسی؟

یه عکس از سلین برات فرستادم.

ساعت جیبی بابابزرگم رو برات فرستادم.

ژاکتی که برات فرستادم رو زنم به شکل باواریایی دوخته.

تا حالا با میکی روک مست کردی؟

یه دختر نوزده سالم. میام و خونت رو تمیز می‌کنم.

تو یه حرومزادۀ متعفنی که به مردم می‌گه شکسپیر خوندن نداره.

نظرت در مورد نورمن میلر چیه؟

چرا از همینگوی می‌زنی؟

چرا تولستوی رو می‌کوبی؟

زندونم هر وقت بیام بیرون میام می‌بینمت.

خیلی مبتذلی. افتضاح.

زندگی لعنتیمو نجات دادی.

چرا از زنها متنفری؟

عاشقتم.

شعراتو تو مهمونیا می‌خونم.

واقعا تموم اون چیزا سرت اومده؟

چرا مست می‌کنی؟

سر مسابقۀ اسب‌دونی دیدمت اما نخواستم مزاحمت شم.

می‌خوام رابطمون رو از نو بسازیم.

واقعا تمام شبا بیداری؟

سر پیک‌زدن پوزتو می‌زنم.

از شروود اندرسِن می‌‌زنی.

تا حالا اِزرا رو دیدی؟

تنهام و هر شب بهت فکر می‌کنم.

فکر می‌کنی کیو داری احمق می‌کنی؟

سینه‌هام اونقدرا نیست اما رونام حرف نداره.

گاییدمت.

زنم ازت بیزاره.

میشه شعرامو بخونی و نظرت رو برام بفرستی؟

می‌خوام تمام نامه‌هایی که برام نوشتی رو منتشر کنم.

جلقی پست، هیچکی رو نمی‌تونی احمق کنی.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد