ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
حالا، اگه نوشتن خلاق تدریس میکردی،
پرسید، به اونا چی میگفتی؟
بهشون میگم که رابطه عشقی بیرحمی داشته باشن
همورویید، دندونای خراب،
و نوشیدن شراب ارزون،
دوری کردن از اپرا و گلف و شطرنج،
برای ادامه تغییر سر تخت خوابشون رو
از این دیوار به اون دیوار تغییر بدن
و بعد به اونا میگم که
یک رابطه عشقی بیرحم دیگه داشته باشن
و هرگز از روبان ابریشمی ماشین تحریر استفاده نکنن،
از پیک نیک خانوادگی دوری کنن
یا تبدیل به یه عکس شدن در باغ گل رز،
همینگوی رو فقط یه بار بخونن،
از فاکنر بگذرن،
گوگول رو رد کنن،
به عکسهای گرترود استاین خیره بشن
و شروود اندرسن رو توو رختخواب بخونن
وختی که دارن ریتز کراکر میخورن،
ضمنا اونایی که مدام از
آزادی جنسی حرف میزنن
بیشتر از شما وحشتزده هستن.
به ای. پاور. بیگز گوش کنید
از رادیو وقتی که
در حال پیچیدن تنباکوی بول دورهام در تاریکی هستید
در یه شهر غریب
با یه روز دیگه به اجاره
بعد از ترک کردن
دوستان، اقوام و کارها.
هرگز خودتون رو برتر تصور نکنید و یا برحق
و هرگز سعی نکنید که چنین باشید.
یک رابطه عاشقانه ناشاد دیگه رو تجربه کنید.
یه مگس رو یه پرده تابستونی رو تماشا کنید.
هیچوقت سعی نکنید که موفق و کامیاب بشید.
بیلیارد بازی نکنید.
درست و حسابی خشمگین بشید
وقتی میبینید که لاستیک ماشین پنچرشده.
ویتامین مصرف کنید اما وزنه نزنید یا به طور منظم ندوید.
بعد از تمام اینها
روش کار رو وارونه کنید.
رابطه عاشقانه خوشی داشته باشید.
و چیزی که
ممکنه یاد بگیرید
اینه که، هیچکسی چیزی نمیدونه-
نه دولت، نه موشها
نه شلنگ باغستان یا ستاره قطبی.
و اگه روزی مچ من رو بگیری
که در حال تدریس نوشتن خلاق هستم
و این متن رو برام بخونی
یک A سرراست برات ظاهر میکنم
درست از بشکه ترشی.