در
تای او ریخته میشود
در تای تن که گوشت تحریکپذیر است
شق میشود و آبستن حوا-دث
رانهای که حوا را حشری میکند
مانند زناش با پستانهای چسبیده به
پوست و موهای بُریده
چرا که ستاندن گذشتهی عبوری بر تنش
ثقیل خواهد بود و زیر آن چیزهایی از قبیل انگشتهای چرخخورده دور قبیلههای قضیب
او را به لحظههای ارگاسم نزدیک میکند مثل
وقتی که کلمه روی صفحه مینشیند و چشمهایش از حدقه خارج میشود خارجِ داخلِ چیزی
که مدام میخواهد بیشتر شود_ ویروسی از سگِ تکهپارهکردن اشیاء برای ارگاسم ملیش
مایل است کلمههای مختلفی را امتحان کند با سایزهای متمایز: بیشتر دستههای ضخیم
تمثالهای موهوم برای غرق شدن در شبکههای متراکم دهانهای نهایتا تکزبانه- بر او
ریخته و حس، ابتذال بورژوا در ساعت قُدسیست- ساعتی که پستانها میان دستانش شکل
میگیرد و حرارت نواحی گوناگون آهیست که از میان تا میگذرد تا چیزی بیشتر داخل
شود، داخلِ خارجِ وضعیتش که سکوت باقی میماند به دلایل احتمالا سیاسی و اقتصادی
چرا که زنجیرههای مشتقشده از تمایلات حفرات پدیدارشناختی، امری متمرکز بر
حیوانیت است، یعنی کلمات، شکل حقیقی حیوان را آشکار میکند، حیوان مثله و بیسرشده
با تایی که از او کاسته خواهد شد...