CONSEXT

کلمات

CONSEXT

کلمات

1403-07-23|سجاد ملکشاهی

در تای او ریخته می‌شود

در تای تن که گوشت تحریک‌پذیر است

شق می‌شود و آبستن حوا-دث

رانه‌ای که حوا را حشری می‌کند

مانند زن‌اش با پستان‌های چسبیده به پوست و موهای بُریده

چرا که ستاندن گذشته‌ی عبوری بر تنش ثقیل خواهد بود و زیر آن چیزهایی از قبیل انگشت‌های چرخ‌خورده دور قبیله‌های قضیب او را به لحظه‌های ارگاسم نزدیک می‌کند مثل وقتی که کلمه روی صفحه می‌نشیند و چشم‌هایش از حدقه خارج می‌شود خارجِ داخلِ چیزی که مدام می‌خواهد بیشتر شود_ ویروسی از سگِ تکه‌پاره‌کردن اشیاء برای ارگاسم ملی‌ش مایل است کلمه‌های مختلفی را امتحان کند با سایزهای متمایز: بیشتر دسته‌های ضخیم تمثال‌های موهوم برای غرق شدن در شبکه‌های متراکم دهان‌های نهایتا تک‌زبانه- بر او ریخته و حس، ابتذال بورژوا در ساعت قُدسی‌ست- ساعتی که پستان‌ها میان دستانش شکل می‌گیرد و حرارت نواحی گوناگون آهی‌ست که از میان تا می‌گذرد تا چیزی بیشتر داخل شود، داخلِ خارجِ وضعیتش که سکوت باقی می‌ماند به دلایل احتمالا سیاسی و اقتصادی چرا که زنجیره‌های مشتق‌شده از تمایلات حفرات پدیدارشناختی، امری متمرکز بر حیوانیت است، یعنی کلمات، شکل حقیقی حیوان را آشکار می‌کند، حیوان مثله و بی‌سرشده با تایی که از او کاسته خواهد شد... 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد