ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
مثل یک توده گوشت لمداده.
میتونم کوه تهی متعال کلهش رو حس کنم
بااینوجود اون هنوز زندهس. خمیازه میکشه و
دماغش رو میخارونه و
پتوها رو مهیا میکنه.
بهزودی میبوسمش شبخوش
و خواهیم خوابید.
و دورتر اسکاتلند است
و زیر زمین
موش امریکایی جنبان است.
صدای موتورها را در شب میشنوم
و از میان آسمان
یک دست سفید چرخان است:
شب خوش، عزیز، شب خوش.