ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
تبرها
که در کوب کوبشان جنگل احاطه میشود،
و طنطنههاشان!
و طنطنهها میگذرد
از میان چون اسبها.
شیرهها
چاههایی چون اشک، چون
آب کوشا
برای استقرار آیینههاش
بر صخره
که سقوط میکند و چرخ میخورد
یک جمجمهی سپید
با سبزهای انبوه خورده میشود.
سالها بعد من
مواجه خواهم شد با آنها در جاده-
کلمات عطشان و بیسوار،
سُم-کوبههای خستگیناپذیر.
هنگام که
از انتهای آبگیر، ستارگان مستقر
تا همیشه حاکماند.
کلمات یکی از آخرین اشعار سیلویا پلات است که در ۱ فوریهی سال ۱۹۶۳ نوشته شده است. پلات در ۱۱ فوریهی ۱۹۶۳ خودکشی میکند.